تاریخ پزشکی خلیج فارس

 

مقدمه:

 

هیچ دریایی نیست که بیش از خلیج فارس مورد توجه تاریخ و جغرافیا نویسان، اقتصاددانان و سیاستمداران قرار گرفته باشد. سرگذشت حوادث خلیج فارس به قدیمی‎ترین دوران تاریخ بشر می‎رسد و ذکر آن در تاریخ مکتوب بشری مقدم بر تمام دریاهای دیگر آمده است. از سوی دیگر، می دانیم که فنّ پزشکی حتی در دوران پیش از تاریخ نیز وجود داشته است. از این رو می‎بایست در گسترة خلیج جاودان پارس، یادمان‎های سه‎گانه “ خلیج فارس ”، “تاريخ”، “پزشکي” را به وفور بیابیم، امّا متأسفانه بدلیل کمبود منابع چاپی و گفتاری و فقدان تحقیقات باستان شناسانة علمی در پیکرة خلیج فارس، ترسیم سیمای تلاقی این تریلوژی هم‎اکنون بسیار ابتدایی و ناقص است.

جوانه هاي کاوش هاي باستان شناسي در سواحل خليج فارس که توسط هيئت مشترک انگليسي- ايراني و اکتشافات ميداني باستان شناسان ايران در ساحل و ژرفاي دريا از چندي پيش آغاز گرديده اند، نويد دهنده آشکار سازي پنهاني هاي رمز آلود اين آبراه کهن بين المللي مي‎باشد. چنين است که مي بايست اين سياهه را اکنون پيش درآمدي بر تاريخ پزشکي خليج فارس بناميم تا در این گذار بتوانیم دورنمايي تريلوژي“تاريخ”، “پزشکي” و “خليج فارس” را خلق کنيم. اين نوشتار، رويکردي روايت گونه را از تاریخ خليج فارس برگزيده است تا در ضرب آهنگ حرکت تاريخ، شکل گيري مکاتب گوناگون پزشکي، نفوذ انديشه هاي طبي، تغيير پارادايم پزشکي و چگونگي گذار به مدرنيته را در ايران ترسيم کند.

منشاء نوشتن اين پيش درآمد از آشنايي با جناب آقاي پروفسور لورنس پاتر از دانشگاه کلمبياي آمريکا در کنگرة بين المللي سيراف در آبان ماه 1384 حاصل آمد که مرا تشويق نمودند در مورد تاريخ پزشکي خليج فارس، پژوهش هاي خود را ادامه دهم. ايشان با بزرگواري، منابع موجود خود را در اختيار اين حقير قرار دادند. تکانة بعدي براي ادامة کار، راهنمايي برادر فرهيخته جناب آقاي فرید قاسملو بود که پيشنهاد نگارش مقالاتي را در زمينة تاريخ پزشکي و بيمارستان هاي خليج فارس جهت چاپ در دايره المعارف تاريخ پزشکي اسلام و ایران را به این حقیر ارائه فرمودند که در اينجا سزاوار است از تلاش هاي اين برادر ارجمند سپاسگزاري نمايم.

هنوز راه بسيار درازي براي پيمودن پژوهش در اين مقوله مانده است امّا تلاش نموده ام که تجربيات بيست سالة باستان شناسي، کاوش و مشاهدة محوطه هاي باستاني شمال خليج فارس را پيش زمينة نوشتن اين نوشتار نمايم. از اين رو خوانندة فکور مي تواند در پس زمينة گسترة يادمان ها و کاوش هاي باستان شناسي که در هر بخش از کتاب ارائه مي شود، با چکيده اي از تاريخ خليج فارس نيز آشنا شود. با اين وجود هنوز در مورد اطلاعاات باستان شناسي وتاريخ استان هاي خوزستان و هرمزگان در اين نوشتار نقص گسترده اي مشاهده مي شود که اميدوارم در چاپ هاي بعدي با ارشادهاي پژوهشگران و انديشمندان اين استان هاي همجوار، بتوانم اين نقايص را بزدايم.

در اينجا سزاوار است از خانوادة معظم طببيب، به ويژه جناب آقاي دکتر سيّد علي طبيب و اقاي دکتر سيّد مسعود طبيب که در ارسال تصاوير و ابزار آلات پزشکي مرا شرمنده نمودند سپاسگزاري نمايم. همچنين از جناب آقاي دکتر عبدالکريم مشايخي، رئيس محترم بنياد ايرانشناسي – شعبة بوشهر، آقاي عماد شيرويس و آقاي سيد هادي علوي که اسناد و تصاوير بانک اطلاعاتي خليج فارس را در اختيار اين حقير قرار دادند قدرداني نموده و از باستان شناسان سخت کوش جناب آقاي محمد تقي عطايي، سرکار خانم اعظم رعيت و جناب آقاي نصراله ابراهيمي، ايران شناس مشهور، پروفسور ويلم فلور از آمريکا و دکتر دونالدوايت کامب از دانشگاه شيکاگو، جناب آقاي مهندس عباس نوروزي از سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان هرمزگان و آقاي علي برغندان که در ارسال عکس و طراحي سفال هاي مکشوفة خليج فارس مرا ياري دادند و از سرکار خانم فاطمه مرزوقي که در حروفچيني و جناب آقاي دارا جوکار که در صفحه آرايي، اسکن تصاوير و اسناد و طراحي جلد کتاب و آقاي عبدالرسول خسروي، مسئول محترم انتشارات دانشگاه علوم پزشکي بوشهر که همة این بزرگواران، از هیچ کوششی دریغ نکردند، کمال سپاسگزاري را دارم. بي شک ياري جناب آقاي محمد خوشکار در کاوش هاي ميداني محوطه هاي باستاني شمال خليج فارس را هرگز فراموش نکرده و براي ايشان و خانوادة صبورشان آرزوي توفيق را از خداوند منّان مسئلت مي نمايم